
بی عدالتی آموزشی یکی از علل مهاجرت است
محمدرضا ظفرقندی
تبعیض و فرصتهای نابرابر یکی از علل مهاجرت هستند؛ اگر فردی در ورود به رشته رتبهای دارد که فکر میکند شایستگی ورود به دانشگاه تهران را دارد، اما به دلیل بیعدالتی آموزشی این امکان برای او فراهم نمیشود، رتبه دارد ولی موانع و سهمیهها مانع میشود، همینجا تصمیم به مهاجرت میگیرد. چون میفهمد در ادامه هم این مسیر تکرار میشود.
بیثباتی و تغییر مداوم و جریان سینوسی شرایط سیاسی هم یکی از علل است. فقط مسائل، مسائل اقتصادی نیستند.
محدودیت در تعاملات بینالمللی یکی از این موارد؛ علم بدون تعاملات بینالمللی محدود و فاسد میشود.
هرچه ادامه تحصیل و نهایتا به کارگیری راحتتر باشد و تحصیل همراه با سختیهای مالایطاق نباشد، امکان ماندگاری بالاتر است.
برای کسی که میخواهد تحصیل کند باید شرایط تحصیل را سازگارتر با معیشت و شرایط سیاسی و اجتماعی فراهم کرد.
بالای ۸۰ درصد پزشکانی که به کشورهای آمریکا و کانادا میروند به مجبورند رشته پزشکی را کنار بگذارند
در حوزه پزشکی بسیاری از افراد هستند که کار مشخص و معین و خوبی دارند رتبه عالی در همه علم و هم عمل دارند استاد هستند، مطب دارند، زندگی خوبی هم دارند اما مهاجرت میکنند.
پزشکانی که به کشورهای آمریکا و کانادا میروند به شما بگویم که بالای ۸۰ درصد مجبورند رشته پزشکی را کنار بگذارند چون در آنجا نمی توانند کار پزشکی کنند در واقع مبنای اقتصادی ندارد.
واقعیتها را باید دقیق دید، همکاران به آن کشورها می روند اماً مدرکشان مورد قبول نیست سنشان هم طوری نیست که در آزمونهای آنجا بتوانند ورود پیدا کنند مجبورند به کارهای دیگر رو بیاروند.



